روی خط استوا


یک دیوار ساخته بودند در میانه میدان شهر.درست در وسط شهر. هر کسی می‌توانست برود آن‌جا و آرزو‌هایش را بنویسد.می‌توانست دردودل‌هایش را بنویسد.می‌توانست برود بالای دیوار و هر چه قدر دلش می‌خواهد سر دنیا داد بکشد...یک دیوار گذاشته بودند وسط شهر همه مردم دورش جمع شده بودند.هر کسی در طرفی از آن چیزی نوشته بود:بی تو هرگز...ای کاش بدانی...خدایا... فقط این آخرین آرزویی است که دارم ...عزیزم بیمار است می‌خواهم..."تمام دیوار پر از خط‌های آرزو‌ها/شعرها/شعارها بود.شعارها و آرزوها همدیگر را هل می‌دادند!مردم تمام حرف‌های ته دلی‌شان را با ذغال نوشته بودند،برای همین دست‌ها سیاه شده بود... دست‌های همه مردم شهر از زغال‌هایی که در دست گرفته بودند برای نوشتن روی دیوار سیاه شده بود. فحش هم نوشته بودند! بعضی یقه خدا را هم توی نوشته‌هایشان گرفته بودند.اما کسی اعتراضی نمی‌کرد.چرا که دیوار آمده بود که دیوار‌ها شکسته بشود.دیوار را ساخته بودند،تا آدم‌ها به هم نزدیک‌تر بشوند.دیوار بود تا همه دست‌خط قلب همدیگر را بی‌واسطه  بخوانند.دیوار آمده بود تا کلمه‌هایمان کنار همدیگر آرام بنشینند. کلمه‌های بی‌لباسمان کلمه‌های بی‌پولمان! کلمه‌های پر درد بی‌کنایه‌مان...دیوار را برای همین ساخته بودند.شهردار یک روز صبح دستور داده بود آن را در وسط شهر بسازند.گفته بود:"هر کس دلش خواست می‌تواند از دیوار بالا برود می‌تواند رویش نقاشی بکشد می‌تواند به دیوار تکیه بدهد حتی می‌تواند به دیوار .... ولی کسی حق ندارد دیوار را خراب کند،دیوار باید باشد تا دیوار نباشد."بله خاطرم هست که این جمله خود شهردار بود.رفته بود بالای یک سکو در میدان شهر جایی که قرار بود دیوار احداث بشود و کلنگش زده بشود ایستاده بود یقه کتش را صاف کرده بود باد در گلو انداخته بود و از مردم محترمانه اما با اقتدار خواسته بود که دیوار را هرگز خراب نکنند. گفت می‌توانند زخمش کنند،اما خرابش نکنند!او نمی دانست که بعضی زخم‌ها چقدر عمیق است.نمی‌دانست که بعضی کلمه‌ها در کنار همدیگر آرام نمی‌نشینند.نمی‌دانست که هر زخمی که روی دیوار نوشته می‌شود مربوط به دیوار نیست!نمی‌دانست که دیوار آزادی نمی آورد...


  • صبا ...

نظرات  (۱)

  • بای پولار
  • متن جالب و پرمغزی بود. که برخلاف خیلی از دوستان خوب هم خوندینش، با همون لحنی که متن می طلبید.
    پاسخ:
    ممنونم از لطفتون:)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">