روی خط استوا


+وقتی اسب‌های روی صفحه شطرنج رو می‌بینم یاد اسب چوبی تروا می‌افتم...

می‌خنده.مهره‌ها روی صفحه شطرنج عقب و جلو می‌رن.

+می‌دونی من کدوم مهره رو تو شطرنج بیشتر از همه دوست دارم؟

_نه

+سرباز رو. به خاطر اینکه اگه هر کدوم از مهره‌هات رو از دست بدی و تا آخرین خونه صفحه شطرنج برسونیش زنده اش می‌کنه.به نظر کم تحرک میاد ولی به وقتش می‌تونه نقش اساسی داشته باشه.

-ترجیح می‌دم مراقب مهره‌هام باشم تا اینکه سربازی رو به خونه آخر برسونم که توی خونه‌های قبلی با یه حرکت ممکنه از صفحه شطرنج بیرون انداخته بشه.

+آره ولی وقتی هشت تا سرباز داری این اندازه احتیاط کمی کج سلیقگیه!

_کج سلیقگی وقتیه که همه مهر‌ه‌ها رو نبینی و نگاهت رو روی یکی از اون‌ها متمرکز بکنی.اصلا چرا باید این قدر به سرباز و قدرت مانوری که بهت می‌ده فکر کنی؟چرا باید با این ترس بازی بکنی که اگه یکی رو از دست دادم دیگری اون رو جبران می‌کنه؟!

+ترس!نه من اسمش رو می‌ذارم:تدبیر!خود تو برای چی ترجیح می‌دی مراقب همه مهره‌هات باشی؟اگه بخواهیم اینجوری نگاه کنیم پس تو هم یه جورایی ترسیدی!

_اوه!نه من منظورم این بود که ترجیح می‌دم قدرت رو میون مهره‌ها تقسیم بکنم و از هیچ کدومشان برای خودم یه قهرمان روز مبادا نسازم.

+مغزم هنگ کرد!نمی‌فهمم چی داری می‌گی...کیش

مهره ها رو جابه جا می‌کنه:کیش و مات!

+چه طوری؟!

_گاهی نتیجه بازی رو وقتی می‌بینیم که اصلا انتظارش رو نداریم...

+می‌شه خواهش کنم وقتی داریم بازی می‌کنیم فیلسوف نشی؟!

_ما از اولشم این بازی رو با فلسفه شروع کردیم.

+دلم می‌خواد آخرش باشه.

_به خودش اشاره می‌کنه و می‌گه:پس هوای وزیرت رو داشته باش!

+ای کاش می‌تونستم مثه تو بازی کنم

-مثه خودت بازی کن.فقط اینقدر به استراتژی فکر نکن.

+شطرنج یعنی استراتژی

_شطرنج یعنی خلاقیت.اگه مدام با یه برنامه مشخص کار کنی خیلی راحت حرکت بعدی توسط حریف پیش بینی می‌شه.

مهره ها رو دوباره می‌چینیم.سفیدها رو برمی‌دارم و مهره‌های سیاه رو می‌ذارم جلوی او.

_چرا سفید رو برداشتی؟

+اولین حرکت بهترین حرکت.

_هیچ تضمینی وجود نداره برای اینکه اولین بهترین باشه.

+باز شروع شد؟

_ما خیلی وقته که شروع کردیم.هر جمله ای که ساختارش خوبه نمی تونه لزوما خوب باشه.

+منظورت چیه؟

مهره‌ها رو حرکت می ده:منظورم به همین " اولین حرکت بهترین حرکت" بود.اصلا چه طور به یه همچین نتیجه ای رسیدی؟!

 +فکر کنم دارم آچمز می‌شم.

 با شیطنت لبخند می‌زنه:نگران نباش هنوز هشت تا سربازت رو داری!

 +می‌تونی گاهی ‌از سر عشق کوتاه بیای و نتیجه رو به من واگذار کنی.

 _نمی‌خوام احساس قهرمانی توام با بلاهت رو بهت هدیه کنم.ترجیح می‌دم سلحشورانه با هم مبارزه کنیم این بهترین شکل عشق ورزیدنه...کیش...

 + و مات...

  • صبا ...