روی خط استوا

اگر روزی مسئولیت نظام آموزشی کشور رو به من بدن یکی از شاخه های دانشگاهی رو اختصاص می دم به پدیده خواجه نصیرالدین طوسی!

خدمتی که خواجه نصیر در زمان حمله مغولان به کشور ایران انجام داد نمونه یک وطن خواهی هوشمندانه بود.وی مدت ها در قلعه اسماعیلیان به نقل عده ای مورخان اسیر و به نقل عده ای دیگر به خواسته خود در قلعه اسماعیلیان بود.در مدت اقامتش صدها جلد کتاب رو جمع آوری کرده بود که آینه دانش ایرانی در آن زمان بود.به تمام راه های ورودی به قلعه اسماعیلیان آگاهی داشت.موقع حمله مغولان با دشمنی با اون ویژگی عناد با علم و شهره به کتاب سوزی و تخریب هر آنچه که نشانی از تمدن باشد،وارد مذاکره شد و در ازای خیانت به اسماعیلیان ضمانت محفوظ ماندن کتب علمی رو طلب کرد.فهم خواجه نصیر دشوار.برای همین معتقدم نیازمند یک رشته تخصصی هستیم برای شناخت ابعاد شخصیتی طوسی! خواجه نصیر الدین طوسی در قالب یک الگو و یک مدل کشورداری ظاهر می شه و سعی در طلب میراثی برای آیندگان داره!کدام یک از ما چنین بینش و دور نمایی در ذهن داریم؟!چقدر حاضریم به قلعه های امروز خیانت کنیم تا ثروت های ملی مون به آیندگان منتقل بشه؟!نصیرالدین میان دو قدرت در اسارت و در این میان فقط برای کتاب ها وارد میدان می شه و مثل محافظی وظیفه شناس  کارش رو به سرانجام می رسونه.راستی چرا بین اسماعیلیان و مغولها،مغولها رو انتخاب می کنه؟شاید می دونسته که وزنه پیروزی مغولان کشورگشا سنگین تر و کیست که نداند شمشیر قدردان سر هیچ عالمی نبوده!پس چرا به پیشواز نره؟!چرا تمام قد جلوی سرنوشتش نایسته و شجاعانه اون رو طلب نکنه؟شاید هم هر دو طرف رو دست در یک کاسه آش می دیده و البته در این میان ذهن بدوی مغولان زمین مناسب تری برای کشت افکار نو و بدیع خواجه نصیر.راستی خواجه طوسی رو باید برای خیانتش به اسماعیلیان بستاییم یا سرزنش بکنیم؟!می شه پیرامون خواجه نصیر فکر کرد می شه صدها سوال پرسید.می شه در مورد خدماتش به کشورش حرف زد و ده ها مقاله نوشت.مسلما خواجه نصیر مهم تر از تزئینات تاج شاه عباسی است برای فرزندان این مرز و بوم!می شه الگوی عملی باشه برای امروز همه ما که تیغ مغولان نزدیک شاهرگمون نیست اما می ترسیم چون خواجه نصیری درون ما زندگی نمی کنه!

  • صبا ...