روی خط استوا

شما هم حتما تا به حال در جریان کامنت گذاشتن فرد مجهول الهویه ای که خودش را احمد کسروی معرفی کرده،قرار گرفتید.

این نوشتار را برای روشن شدن مسئله برای شما دوستان می نویسم وگرنه این فرد ذره ای برای من دارای ارزش شخصیتی نیست و این را با رفتارش ثابت کرد.

مجهول الهویه ابتدا از من خواست که کتاب هایی را از مورخان بی طرف معرفی بکنم.

من هم اسامی زیر را ارائه دادم:

آبراهامیان

همایون کاتوزیان

تورج اتابکی

داریوش رحمانیان

روی اسامی کلیک کنید تا متوجه ماهیت مورخان معرفی شده بشوید.این مورخان هیچ کدامشان حزب الهی،وابسته به نظام!!!(تعابیر مورد استفاده مجهول الهویه)و...نیستند.بلکه اتفاقا مورخانی بی طرف هستند و برخی حتی نظریاتی در نقد و مخالفت دارند.نگارنده احترام به قدرت انتخاب و تعقل فرد پرسش گر را بر سلیقه شخصی خودش مقدم دانست و البته سزایش را هم دید!

متاسفانه در جامعه ما طیفی وجود دارد که"بی علت"مخالفند!و این بار دیگر با تجربه اخیر به من ثابت شد.این افراد اطلاعاتشان را از سایت هایی که کینه هایشان را مورد تایید قرار میدهد،دریافت می کنند و با همان اطلاعات سطحی به نفرت افکنی و تفرقه دست می زنند.

تنها نامی که من در میان نویسندگان نبردم اسم احمد کسروی مورخ مشروطه بود که به دلیل ثقیل بودن مطالبش معمولا بیشتر مورد استفاده اساتید و دانشجوهای تاریخ قرار می گیرد.

اما این شخص چون از همان منابع ناقصش تنها نام احمد کسروی را می شناخت و با دیگر مورخان آشنایی نداشت بر اساس ذهنیت بیمار خودش دست به قضاوت زد و با نام احمد کسروی کامنت هایی را برای دوستان وبلاگ نویس من گذاشت که با این جمله شروع می شد:"وقتی یک بچه حزب الهی تاریخ می نویسد!"

اما....

چقدر خوبه پیش از حکم صادر کردن،خوب بررسی و تحقیق بکنیم...

پیش از باورکردن شایعات و همراهی کردن با مظلوم نمایی افراد فرصت طلب،با تفکر بیشتر خودمان را از افتادن در دام دروغشان نجات بدهیم..

این یک توصیه همگانی که اگر همه رعایتش بکنیم قطعا نیمی از مشکلات این جامعه بیمار حل می شود.

+این نوشتار را بر خلاف میلم و صرفا جهت ادای احترام تمام قد به "حقیقت" و دلجویی از دوستانی که این روزها به خاطر من غیر منصفانه قضاوت شدند،نوشتم.

  • صبا ...

نظرات  (۱۲)

واقعا بعضی لفراد مریض هستند و با هیچ منطقی نمیشه کارهاشون رو منطبق کرد
من نمیدونم دقیقا چی شده ولی آرامش چیز خوبیه و البته منطق
پاسخ:
به نظر منم آرامش چیز خوبیه...
  • ماهی سیاه کوچولو
  • از تنش متنفرم
    پاسخ:
    ولی بعضیا دوست دارن
    خودم خواستم عذر خواهی کنم  منم تمایلی به ادامه این ارتباط ندارم و این اخرین کامنتمه شما بمونید با دنیای خودتون منم با دنیای خودم ولی بازم میگم کاش همه آدما یاد بگیرن به همه رفتاراشون فکر کنن من عذرخواهی کردم چون واجب بود بخاطر بعضی حرفام عذرخواهی کنم جالبه تا قبل این کامنتام تایید نشدن اما اینجا تایید شدن دستت درد نکنه :))
    پاسخ:
    ....
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    یه تشکر بهت بدهکارم که اون روزی که بهت گفتم کامنت نگذار میخوام آروم بشم توجه کردی و امروز این کامنتها رو گذاشتم که یکبار برای همیشه مساله بینمون حل بشه چون خوشم نمیاد دلخوری باشه  ماجرا از اونجایی شروع شد که گفتم نمی خوام مثل ***** ***** بشه وشما فکر کردی من منظوری دارم ولی از همون اول بدون هیچ غرض ورزی وصادقانه نوشتم واقعا تا لحظه ای که هیچ حرفی از ***** ** * ***** به میون نیومده بود اروم وبدون هیچ موضوعی از گذشته نوشتم چون تو ذهن خودم تمومش کرده بودم  همیشه گفتم بدی نوشتن دنیای مجازی اینه که پشت کلمات هیچ احساسی نیست و ممکنه هزار جور برداشت بشه صبا من خودمو مبرا از عیب نمی دونم و بابت تک تک حرفایی که تو کامنت اخریم زدم عذر میخوام امیدوارم تو هم به کارات فکر کنی
    پاسخ:
    مگر من از شما خواستم عذرخواهی بکنید؟!
    گفتم که مایل به ارتباط با شما نیستم
    من و شما اختلاف عقیده وسلیقه داریم بینمون کمی دلخوریم وجود داره ولی فکر کنم وقتی ازت منبع خواستم هویتمو مشخص کردم خورشید کامنتمم هست فکر نمیکنم مجهول الهویه باشم ادرس وبلاگمم داری خط فکری ونوشتاریمم میدونی مگه کس دیگه هم منبع خواسته بود غیر از من ؟
    پاسخ:
    مگه من اسم شما رو آوردم؟!
    بله غیر از شما هم خواستن
    +چیزی که بین من و شماست البته با توجه به کامنت های خصوصیتون چیزی بیش از دلخوری.من دیگه مایل به ارتباط با شما نیستم
  • فاطیما کیان
  • دیگه مثل قبل حوصله ندارم یه پستی بنویسم بحث راه بندازم , امثال این کامنت نویسا زیادن دختر , خیلی خوبه برای روشن شدن موضوع این پست رو گذاشتی هرچند از هرزنامه ی طرف میشد به تفکرش پی برد اونم برای مایی که در جریان نبودیم
    پاسخ:
    من هم واقعا از پی حرف افتادن خوشم نمیاد...منتها طرف دست بردار نبود:|
    می فهمم فاطیما...


  • پاسدار گمنام
  • بله واقعا چقدر خوب می شد که 

    چقدر خوبه پیش از حکم صادر کردن،خوب بررسی و تحقیق بکنیم...

    مثلا اینکه برخی از ما چیزهایی را در ذهن می بافیم و به دیگران می بندیم و بعد فکر می کنیم همه چیز به نفع ما تمام می شود....غافل از اینکه لله عاقبت الامور...
    خیلی زیبا نوشتید و تذکر به جایی بود.

    پاسخ:
    :)
    یک عده همیشه بی دلیل طلبکارند انگار :))
    پاسخ:
    همینطوره متاسفانه:|
  • آقای سر به هوا ...
  • خیلی خوب مینویسی .
    خوشم اومد از بلاگتون .
    تبادل ؟
    پاسخ:
    ممنونم
    خیر
  • آقاگل ‌‌‌‌
  • زنده باشید و برقرار
    و ایام به کامتان باشد و قلمتان پایدار.
    هرچقدر هم این آدمیان سفله پرور باشند، باشند! اهمیتی نداشته و ندارند.
    پاسخ:
    سلامت باشید.ممنونم:)
    از این دست افراد بیمار زیادن، ارزش جدی گرفته شدن ندارن :))
    پاسخ:
    حرف شما متین...منم جدیشون نمی گیرم....ولی انگار تا ماهیتشون رو معرفی نکنیم مدام در جایگاه طلبکار هستند و ما بدهکار!!!!
    خیلی جالبه ازت خواستن منبع معرفی کنی حالا هم که معرفی کردی معترضن چرا یه جانبه معرفی کردی! خوب پدرت خوب، مادرت خوب شما که ایننن همه میدونی تازه اصرار هم داری بقیه رو از جهل دربیاری همون احمد کسروی رو که این همه بهش ارادت داری میخوندی! کی جلوت رو گرفته بود؟! والا! 

    + بی ربط نوشت: الان که این پست رو خوندم یادم افتاد یرواندم نازنینم دست کسی امانته و خیلی وقته یادم رفته ازش بگیرم! 
    پاسخ:
    چی بگم پاموک:|
    +می فهمم:))