روی خط استوا

دوان دوان خودم را می رسانم و در حیاط را باز می کنم.زنی که زنگ را فشار داده بود،نمی بینم.دختر بچه  ای توی خلوتی کوچه لی لی می کند.

+اون خانومی که زنگ  رو زد،ندیدی؟

با دست انتهای کوچه را نشان میدهد.

+کی بود؟

_فقیر

+می شه صداش بزنی؟

_ماماااان

  • صبا ...

نظرات  (۲۱)

  • خانوم ِ امیدوار
  • چقققققدر غمگین 
    دلم ریخت ...!
    پاسخ:
    :(
    خیلی هم عالی
    پاسخ:
    به به ببین کی اینجاست.پریسای عزیز:)
    قطعا ، ولی اعلام داریم تا اعلام
    پاسخ:
    توضیح می دید؟
    فقیر !!
    بهتره بگیم امیدوار بود تا فقیر ! 
    فقیر حتی امید رو هم نداره :/
    پاسخ:
    هر کسی نیازش رو اعلام بکنه دلیل بر امیدوارش اش نیست...بیشتر نشون دهنده استیصالش
    وااااااای :|
    پاسخ:
    تاسف...
  • ماهی سیاه کوچولو
  • چه مینیمال باحالی
    سوژه فقر. تکراری ولی تکرار نشدنی
    نمیدونم ولی چرا دوس ندارم اینجوری یکراست درمورد فقر نوشتن و خوندن رو
    پاسخ:
    راستش کوششی نبود...آن چه که رخ داده بود رو نوشتم..
    کوتاه بودنش خیلی جالب بود.داستانو میگم.
    پاسخ:
    بله...
         خوب بود .. یه داستان هم منسوبه به همینگوی که برای یه مسابقه مینویسه .     
    ..ً« کفش های بچه ،برای فروش ، هرگز پوشیده نشده »
    پاسخ:
    :)
    چه غمگین... پایانش خیلی حرفه ای بود..!
    پاسخ:
    غمش تمام نمی شه...
    :-(
    چه قدر قشنگ بود... 
    خیلی حرف داشت خیلی خیلی
    پاسخ:
    تشکر
    :'((
    هعی روزگار ....
    پاسخ:
    :(
  • فاطیما کیان
  • توی ماه هایی مثل این ماه زیاد ترم میشن ... :(
    پاسخ:
    :(
    آه. چقدر غم انگیز :‌(
    پاسخ:
    همینطوره پاموک جان
  • رادیو بلاگی ها
  • کوتاه ولی بلند...
    پاسخ:
    سلام بر رادیو بلاگیها:)
    هعی روزگار...
    پاسخ:
    آه گرم و اجاق سرد...
  • نیمه سیب سقراطی
  • ای وای .... دلم مچاله شد .....
    پاسخ:
    :(
    :(
    پاسخ:
    :(
  • پاسدار گمنام
  • مادر قصه ها همیشه ام المصاءب ند 
    خدایا مادر را به چه معنا آفریدی؟...
    پاسخ:
    ...
  • آقاگل ‌‌‌‌
  • یک داستان کوتاه و تلخ به تمام معنا.
    چقدر دلم گرفت. و چقدر دلم شکست.
    :(
    پاسخ:
    متاسفم:(
  • دچــ ــــار
  • دوبار خوندم تا فهمیدم...

    +تلخ ِ واقعی
    پاسخ:
    تلخ...
    یه دنیا حرف داشت ، یه داستان کوتاه بود.
    پاسخ:
    آب شدم خاتون...