روی خط استوا

وقتی زمان و آرامشمون رو برای چیزی هزینه می کنیم،پیام روشنی داره:ما بهش اهمیت میدیم!

هرچند این رو انکار بکنیم...

استادی داشتم که خیلی خونسرد بود،وقتی دانشجوها توی راهرو سر و صدا می کردند،اول تذکر می داد،دوم فقط نگاه می کرد و دفعه سوم در کلاس رو می بست و در موردشون حرف نمی زد،معتقد بود باید بپذیریم همه قادر نیستند به اخلاقیات ما احترام بگذارند چون اگر آدم ها واقعا به اخلاقیات معتقد بودند،تاریخ به این شکل رقم نمی خورد.

استاد وقتش رو صرف  تحقیق  و پژوهش می کرد و معتقد بود انرژی رو باید در جایی خرج کنی که عمیقا بهش عشق می ورزی،اینطوری جوانه ها ثمر می دن...خب واقعا هم ثمر دادن و ایشون یک سال بعد به عنوان استاد برتر از طرف دانشگاه آلمان بورسیه شدند و رفتند تا در یکی از بهترین دانشگاه ها در زمینه علم تاریخ   مدرک پروفسور افتخاری رو اخذ بکنند.

برعکس آدم هایی هم هستند که بابت خلا های شخصیتی دیگران به خودشون سخت می گیرند و اتاقشون پر از دود سیگار و تنهایی میشه...کم کم گمان می کنند ممکنه عشق هم وجود نداشته باشه و واقعا آدم ها آن طوری که نشون می دن،نباشن...

میشه از جزیره خودمون بیرون بزنیم و باور کنیم فراتر از اتاق دود گرفته ما،اکسیژن بیشتری برای تنفس کردن هست،آدم های بیشتری برای دوست داشتن و راه های بهتری برای رسیدن و خواستن ها و خواستن ها و خواستن ها در ورای نخواستن های دیگران بد اخمی برای ما وجود دارد و ماهیت دارد و جریان دارد...

و یک قانون هست به نام قانون "چیز" به نقل از آقای امیرخانی

"تا چیزی رو از دست ندید،چیزی رو بدست نمیارید"

اجازه ندیم دیگران قلب ما رو زمین مناسبی برای کاشت کینه های خودشون تصور بکنند...

زمان و انرژی و آرامشمون رو صرف این دیگران نکنیم...

+این پست مخاطب خاصش "میل به آسودگی"است.

  • صبا ...

نظرات  (۱۱)

  • پـامـ ـوک
  • احساس می کنم یه زمانایی واقعا بی خودی آرامشم رو خرج کردم. برای چیزی که ارزشی نداشت و زمانی فکر می کردم خود ارزشه
    پاسخ:
    ماجرای تکراری که همه یه روزی یه جایی درش نقش ایفا کردیم...
    همینجایم :* 
    خاموش فقط :دی
    پاسخ:
    قربااانت:*
    ... yeah
    :)
    پاسخ:
    :)
    ؛ )
  • صبا مهدوی
  • دقیقا!

    پاسخ:
    ممنون از تاییدتون:)

    اوهوم میل به آسودگی ^__^

    گذشتن از یه سری چیزها اگه هیچ ثمره ای نداشته باشه، اقلن واسه خود آدم آرامش میاره :)

    پاسخ:
    کجایی توکا؟دلم برات تنگ شد:)
    بله همین طوره:)
    همش تفاوت بین دیدگاهها برای امید داشتن و ناامیدیه آدمهاست!
    اینکه یکی تا کجا پیش میره و تلاش میکنه، یکی دیگه در کدام نقطه ناامید میشه و گوشه نشین. 
    قسمت زیادی از مسیر رو همین دیدگاه میسازه
    پاسخ:
    اینکه به شرایط تسلیم میشیم یا غلبه می کنیم...
    البته غلبه کردن واقعا هزینه داره!ولی خب بعدش...بعدش...
    یه جایی نوشته بود:
    "برای هر داشتن جدیدی باید از قسمتی از گذشته تان جدا شوید."
    یه سری موقع ها انگار واقعا باور کردیم هوای همه جا مثل اتاقه خودمونه.
    خیلی خوب بود:)
    پاسخ:
    ترک عادت سخت...
    :)
    خب شاید آدم به آدما اهمیت بده!
    پاسخ:
    استاد که بی اهمیت نبود ولی برای اهمیتش"سقف"قائل بود
  • آقاگل ‌‌‌‌
  • اون قانون چیز رو خیلی بهش اعتقاد دارم.

    پاسخ:
    من قبلا درکش نمی کردم ولی الان بهتر درکش می کنم
  • مترسک ‌‌
  • اصلاً اسراف انرژیه! ;)
    پاسخ:
    والا به خدا:))
  • مــــــــ. یــ.مــ
  • :)
    دقیقا
    ولی به این مرحله رسیدن خیلی سخته و تمرین میخواد
    پاسخ:
    تمرین کسب آسودگی:))