روی خط استوا

برای دوستانی که به تازگی به همراهان این صفحه پیوستند،لازم می دانم چند نکته رو توضیح بدم...من به نویسندگی خیلی علاقه دارم و در همین راستا هم کتاب از نویسنده های مختلف در سبک های متفاوت رو(البته تا جایی که محتوای جیبم اجازه بده)مطالعه می کنم و از طرفی در سبک های مختلف قلمم رو امتحان می کنم،گاهی هم به دلیل راحت شدن از گفت و گوهای شخصیت هایی که توی ذهنم هستن،ناگزیرم به نوشتن و هم وبلاگ برای من مصداق این نوشته است که پیش ترها گفتم،به همین دلیل دیالوگ نویسی هایی از این دست (که درپست قبل نمونه ای ازش رو مطالعه کردید)ما به ازای بیرونی ندارن.(یکی از نمونه هاش رو می تونید،اینجا هم مطالعه بکنید.)برخی با خواندن دیالوگ ها تصور می کنند چه آدم خاص و متفاوتی در زندگی من هست:))(البته ای کاش بود،ولی خب متاسفانه نیست:دی)

در حالی که اون آدم خاص "ذهن من!"

همان طور که ذهن شما می تونه همینقدر خاص باشه،بلکه هم خاص تر،اگر باهاش دیالوگ برقرار بکنید.متوجه می شید،خیلی هوشمندانه و دور از انتظار پاسخ شما رو می ده.

برای نوشتنم از کسی کمک نمی گیرم؛بعضا کسانی بودند که از نوشته های اینجا و اصطلاحات این جانب استفاده کردند و خرده روایت ها منبع اثری براشون بوده...این رو از جهت کم لطفی که گاهی نسبت به نوشته هام می بینم،می گم:"که خودت نوشتی یا از فکر یه مرد کمک گرفتی؟!"نه دوستان،هیچ ذهن مردانه ای این ها رو ننوشته.(گاهی برخی یه چیزی می گن،آدم دلش می خواد بره فمینیست بشه:دی)

و اینکه از جهت اثر گذاری نوشته هام  هم ناراحت نیستم،چون یکی از دلایلم در ابتدا برای شروع وبلاگنویسی همین بود که در اندازه خودم،هرچند کم،موج درست کنم تا به امید روزی که بساط سوژه ها و سبک های مکرر از نوشته های این کشور رخت ببنده.(من یه همچین آدم ایده آلیست و بلند پروازیم:دی)پس هم به ارتقای قلم خودم فکر می کنم به امید اینکه روزی نویسنده بشم و هم به تغییر فضای نویسندگی.متوجه کپی شدن برخی متن های اینجا به لطف ویژگی "مالکیت معنوی" بیان می شم،اما علاقه ای به هوار کشیدن ندارم که ای وای شاهکارهای من از دست رفت:))

چون شاهکاری نیست!همان ابتدا که کلماتم رو اینجا نوشتم،قیدشون رو زدم.به نظرم هیچ چیز به اندازه به جریان افتادن کلماتم در ذهن ها حتی اگر اسمی از من نباشه،قادر نیست من رو سریع تر به هدفم برسونه.(یوهاهاهاها :|)

مگر ما به قصدی غیر از زنده ماندن در کلمات دست به قلم میشیم؟!

اما با این وجود کپی کاری رو عمل ناشایستی می دونم،چون به مرور انسان  رو کندذهن می کنه.شاید بشه با کلمات دیگران تا چند روزی خوش بود،تحسینی کسب کرد،اما مساله این که سرچشمه آن کلمه در ذهن شما نیست.کسانی که می نویسند،آگاهند که گاهی سوژه ای سال ها در ذهن زندگی می کنه،پرورش داده می شه و بعد متولد می شه.می خوام بگم که شما(مقصود کپی کاران محترم هستند!) از این جهت که نوشته های من رو تکثیر می کنید به من خدمت می کنید و از این جهت که اثری خلق نمی کنید،به خودتون خیانت می کنید.

همین...کماکان ممنونم از همراهی ها و دلگرمی بودنتان برای نویسنده این صفحه:)

  • صبا ...