روی خط استوا

سلام عید بانو می بینم که ایوان خانه ات را ریسه بستی

در حلقه زلف سیاهت هلال ماه نو انداختی

دست در تنور زندگی بردی و نان گرم عاشقی به جان تنور در انداختی

دنیا داشت به کدام سمت سیاهی می چرخید را هم پشت گوش انداختی

در عوض سیب های سرخ را در حوض کاشی خانه ات به ولوله انداختی 

چشم های شوخ و شنگ و چال لبخندت  را به خیال دل انگیز نقاشی  ...

بس است دیگر بانو!شهر آشوبی بس است:))

عیدتان مبارک


  • صبا ...

نظرات  (۳)

عیدتون مبارک البته با تاخیر :))
پاسخ:
ممنونم.با تاخیرش هم عزیز:))
  • آقاگل ‌‌‌‌
  • هید شمام مبارک باشه :)
    پاسخ:
    ممنونم:)
    عی شما هم مبارککککک بادا 
    پاسخ:
    ممنونم.همچنین:)