روی خط استوا

در پاسخ به یک چالش

چه زمانی بیشتر از همیشه خوشحال بوده‌اید؟

هنگام دوست داشتن"او"


بزرگ‌ترین ترس‌تان؟

از دست دادن عزیزان


اولین خاطره‌ای که در ذهن‌تان هست؟

موهای صاف لیلا که وقتی روی آسفالت داغ لی لی می کرد،تکان تکان می خورد.


کدام انسان در قید حیات را بیش از بقیه تحسین‌ می‌کنید و چرا؟

میلاد دخانچی به خاطر تدین و صراحتش


چه خصلتی در خودتان می‌بینید که به نظرتان تاسف‌آور است؟

ناامیدی


گران‌بهاترین مایملک‌تان؟

کتابخانه ام


دوست دارید کجا زندگی کنید؟

در یک کلبه در منطقه کوهستانی زیبا و صعب العبور 


بزرگ‌ترین قدرتی که مایل بودید می‌داشتید؟

برآورده کردن آرزوها


چه چیزی افسرده‌تان می‌کند؟

تنش های محیطی


به خاطر چه چیز به والدین‌تان مدیون هستید؟

به خاطر همه چیز


عطر مورد علاقه‌تان؟

عود


کلمه محبوب‌تان؟

خوشحال


کتاب مورد علاقه‌تان؟

نگهبانان جان کریستوفر


بدترین چیزی که کسی به شما گفته؟

نمی تونم بگم


دوست داشتید بیشتر به چه کسانی می‌گفتید متاسفم و چرا؟

به دوستانی که باهاشون خوب رفتار نکردم چون فکر می کنم اونا ارزشش رو دارن.


گناه‌آلودترین لذت‌تان؟

قضاوت


عشق شبیه چیست؟

هوای دم صبح


شده به کسی بگویید «دوستت دارم» و دوستش نداشته باشید؟

بله


بزرگ‌ترین ناامیدی‌تان؟

چیزی در خاطرم نیست


اگر می‌توانستید گذشته‌تان را اصلاح کنید، چه چیزی را تغییر می‌دادید؟

جایی که متولد شدم


اگر می‌توانستید به زمان گذشته برگردید، به چه زمانی می‌رفتید؟

نه سالگی و مسافرت شیراز جشن تکلیفی که خاله ام برایم گرفت


آخرین بار چه زمانی و چرا گریه کردید؟

چند روز پیش که پدر دوست صمیمی ام فوت کرد.


چطور آرام می‌شوید؟

کسانی که دوست دارم رو در آغوش بگیرم.


چه چیز به‌خصوصی کیفیت زندگی‌تان را بهتر می‌کرد؟

یاد گرفتن نقاشی


از نظر خودتان، بزرگ‌ترین دستاوردتان چیست؟

ادامه دادن وقتی دیگران قانع شدن


شب‌ها چه چیزی بیدارتان نگه می‌دارد؟

خیلی چیزها


دوست دارید در مراسم خاکسپاری‌تان چه آهنگی نواخته شود؟

آوای شب جیمز لست


و مایلید چطور در ذهن دیگران باقی بمانید

بگن آرام و صبور بود


بهترین درسی که از زندگی آموختید؟

به چیزی دل نبند


همین حالا دوست داشتید کجا بودید؟

خونه قدیمی پدربزرگم زیر درخت های نارنج


یک جوک به ما بگویید.

چیزی به ذهنم نمی رسه.


  • صبا ...

نظرات  (۱۴)

سعی میکنم
پاسخ:
؛ )
:))))))))))
مدیونی فکر کنی نخوندم :)))))))))
پاسخ:
:))))))))
چقده خوب بود 
مرسی صبا:)
پاسخ:
خواهش می کنم
شرکت کن نگین ؛ )
چه باحال :))
پاسخ:
:))
من کامنتمو خصوصی گذاشته بودم؟ چه جالب. قصدم این نبوده  :)))
پاسخ:
بله خصوصی گذاشته بودی:)
این بود:
از این چالش های ساده و بی ریا. جوابا غافلگیر کننده بود و البته دوست داشتنی :)
جواب:
بله همینطوره،ممنونم از توجه ات:))
  • سکوتـــــــــ پاییزی
  • داشتم فکر میکردم اگه من قرار بود به این سوال ها جواب بدم، چی میگفتم. انقدر که تو خیلی موردها دچار دوگانگی شدم و بین آب و آتیش اثیر.... جواب هات جالب بود صبا جان:)
    پاسخ:
    این حس و حال رو کم و بیش همه مون داریم تا وقتی که به ساحل یگانگی و آرامش برسیم در تلاطمیم...ممنونم از توجه ات مژگان جان:)
    من وب ندارم ولی مایلم به سوالات شما پاسخ بدم:
    ۱.زمان بدست آوردن
    ۲.شکست در مسیر تلاش هام
    ۳.اولین روزی که دبستان رفتم 
    ۴.از آدم هایی که با صراحت حقیقت رو بیان می کنن
    ۵.برنامه هایی که تنظیم کردم و انجام ندادم.
    ۶.یادگاری مادرم
    ۷.در یک شهر زیبا و خلوت با انسان های با فرهنگ
    ۸.کمک کردن به کودکان ناتوان
    ۹.تنهایی
    ۱۰.به خاطر توجه و محبتشون
    ۱۱.عطر یاس
    ۱۲.مژده
    ۱۳.تفسیر حمد
    ۱۴.یک چیزی رو می دونسته و گفته نمی دونم
    ۱۵....
    ۱۶.اذیت کردن آدم های حسود
    ۱۷.لبخند یک کودک
    ۱۸.نه
    ۱۹.از دست دادن عزیزترین کسی که داشتم چون دیگه نمی تونستم ببینمش
    ۲۰.خودم را تغییر می دادم
    ۲۱.سال های آخر دبیرستان
    ۲۲.چند روز پیش به خاطر کودکان جنگ
    ۲۳.قرار گرفتن در یک مکان مقدس
    ۲۴.دانش بیشتر
    ۲۵.چیزهایی که براشون تلاش کردم و بدست آوردم
    ۲۶.فکر موفقیت عزیزان
    ۲۷.هیچ آهنگی
    ۲۸.انسان شریف و  دوست داشتنی
    ۲۹.کسب تجربه
    ۳۰.کنار مادرم در حیاط خانه پدری
    ۳۱.یادم نمیاد

    پاسخ:
    ممنون که شرکت کردید.:)
    مورد شانزده جالب بود:)))
    گناه آلوده ترین لذت
    از جوابتون واقعا خوشم اومد.
    خیلیهامون دچارش هستین و لامصب چقدر هم لذت داره

    ممنون که شرکت کردین :)
    پاسخ:
    ممنون از چالش جذاب شما:)
    نمیتونم بگم :/
    جالب بود 
    پاسخ:
    ؛ )
    فکر کردم دل کسی نمیخواد جواب این سوالا رو از جانب من بدونه. حالم بد شد. بعد فکر کردم اینکه کسی دلش بخواد خیلی، و نه به طور معمول، جواب این سوالا رو  از جانب من بدونه بازم حال بد کنه. بهش میگن خود درگیری مزمن:|
    پاسخ:
    عجب.از دست تو نرگس:))
    چه کیفی میده بهشون جواب داد
    ولی یهو تو دلم خالی شد
    پاسخ:
    آره کیف میده:)
    چرا؟!
    این چالش ها مثه یه سکهء دو رو میمونه..
    که یک روش عکس یک کشیشه پشت دیوار چوبی سوراخ سوراخ-همون مشبک- اتاق اعتراف کلیسا...

    و روی دیگرش یه علامت سوال بزرگ که زیرش نوشته هی تو کی هستی؟ اینجا چیکار می کنی؟

    منم دلم هوای خونه قدیمی پدر بزرگ را کرده که همراه بقیه نوه هاش در قلمرو بی انتهای حیاط خانه بی هیچ دغدغه ای جولان بدهیم..


    پاسخ:
    آره یه جورایی شبیه اتاق اعتراف کشیش و گاهی هم اینکه متوجه بشی با خودت چند چندی:)
  • مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
  • منم دوست دارم انجامش بدم:)
    پاسخ:
    انجام بده ؛)
  • آبان دخت ...
  • صادقانه جواب دادن به این سوالا هم آدم شجاع می طلبد :))

    جالب بود :)
    پاسخ:
    اوهوم:))