روی خط استوا

۲ مطلب با موضوع «خودنویسی» ثبت شده است

شاید به آنچه که دوست داشتم نرسیدم،اما خوشحالم که از چیزهایی که دوست نداشتم،عبور کردم.

  • صبا ...

در پاسخ به یک چالش

چه زمانی بیشتر از همیشه خوشحال بوده‌اید؟

هنگام دوست داشتن"او"


بزرگ‌ترین ترس‌تان؟

از دست دادن عزیزان


اولین خاطره‌ای که در ذهن‌تان هست؟

موهای صاف لیلا که وقتی روی آسفالت داغ لی لی می کرد،تکان تکان می خورد.


کدام انسان در قید حیات را بیش از بقیه تحسین‌ می‌کنید و چرا؟

میلاد دخانچی به خاطر تدین و صراحتش


چه خصلتی در خودتان می‌بینید که به نظرتان تاسف‌آور است؟

ناامیدی


گران‌بهاترین مایملک‌تان؟

کتابخانه ام


دوست دارید کجا زندگی کنید؟

در یک کلبه در منطقه کوهستانی زیبا و صعب العبور 


بزرگ‌ترین قدرتی که مایل بودید می‌داشتید؟

برآورده کردن آرزوها


چه چیزی افسرده‌تان می‌کند؟

تنش های محیطی


به خاطر چه چیز به والدین‌تان مدیون هستید؟

به خاطر همه چیز


عطر مورد علاقه‌تان؟

عود


کلمه محبوب‌تان؟

خوشحال


کتاب مورد علاقه‌تان؟

نگهبانان جان کریستوفر


بدترین چیزی که کسی به شما گفته؟

نمی تونم بگم


دوست داشتید بیشتر به چه کسانی می‌گفتید متاسفم و چرا؟

به دوستانی که باهاشون خوب رفتار نکردم چون فکر می کنم اونا ارزشش رو دارن.


گناه‌آلودترین لذت‌تان؟

قضاوت


عشق شبیه چیست؟

هوای دم صبح


شده به کسی بگویید «دوستت دارم» و دوستش نداشته باشید؟

بله


بزرگ‌ترین ناامیدی‌تان؟

چیزی در خاطرم نیست


اگر می‌توانستید گذشته‌تان را اصلاح کنید، چه چیزی را تغییر می‌دادید؟

جایی که متولد شدم


اگر می‌توانستید به زمان گذشته برگردید، به چه زمانی می‌رفتید؟

نه سالگی و مسافرت شیراز جشن تکلیفی که خاله ام برایم گرفت


آخرین بار چه زمانی و چرا گریه کردید؟

چند روز پیش که پدر دوست صمیمی ام فوت کرد.


چطور آرام می‌شوید؟

کسانی که دوست دارم رو در آغوش بگیرم.


چه چیز به‌خصوصی کیفیت زندگی‌تان را بهتر می‌کرد؟

یاد گرفتن نقاشی


از نظر خودتان، بزرگ‌ترین دستاوردتان چیست؟

ادامه دادن وقتی دیگران قانع شدن


شب‌ها چه چیزی بیدارتان نگه می‌دارد؟

خیلی چیزها


دوست دارید در مراسم خاکسپاری‌تان چه آهنگی نواخته شود؟

آوای شب جیمز لست


و مایلید چطور در ذهن دیگران باقی بمانید

بگن آرام و صبور بود


بهترین درسی که از زندگی آموختید؟

به چیزی دل نبند


همین حالا دوست داشتید کجا بودید؟

خونه قدیمی پدربزرگم زیر درخت های نارنج


یک جوک به ما بگویید.

چیزی به ذهنم نمی رسه.


  • صبا ...