روی خط استوا

۴ مطلب با موضوع «چوب جادویی» ثبت شده است

فیلمی که دیده نشه انگار ساخته نشده.

کتابی که خونده نشه انگار هیچ وقت نوشته نشده.

هنری که ناتوان باشه در ارتباط برقرار کردن با مخاطب،عقیم و نارس و فاقد ارزش.

هیچ هنرمندی "بدون مردم"دارای معنا ارزش و اعتبار نیست.

این همون حقیقتی که شهاب حسینی به خوبی درکش کرده و سعی داره با انتقال پیام از فرانسه ارتباطش رو با مردمش حفظ بکنه.

نگاه از بالا به پایین و فخر فروشی های مشمئز کننده و از خود بیگانگی آفت هنرمند وطنی است که فاصله او رو از تبدیل شدن به چهره ای ماندگار دور می کنه.حسینی در هنر به بلوغ رسیده برای همین فلش دوربین ها مغلوبش نمی کنه برای اینکه فرصتی بخواد تا خطاب به مردمش و با زبان مادریش صحبت بکنه.

  • صبا ...

برنامه فیتیله ها را ندیده بودم و نمی دانستم علت اعتراض های این چند روز پیرامون این برنامه به خاطر چیست،بعد از تماشای فیلمش از آپارات اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که واقعا این برنامه برای کودکان ساخته شده؟!ادبیات سخیفی بر طنزی که توسط بازیگرها اجرا می شد،حاکم بود.در همان شکل و شمایل جک هایی که بزرگترها با هم بعضا رد و بدل می کنند و گاهی هم نه حتی همه بزرگترها!

اما هدف اعتراض ها اهانت به یک قومیت بود و نه این نا به هنجاری عیان در کلام بازیگرانی که قاب برنامه شان مختص کودکان است!در عجبم از مردم ایران که حساسیت هایشان حول محور قومیت ها و عصبیت های نژادیشان می چرخد اما به ادب کودکانشان بی توجه هستند!

اگر قرار بر چنین تعصباتی است مردم خوزستان باید به وجود جناب خان که عروسکی است در شمایل یک جنوبی و در برنامه خندوانه اجرا می کند،معترض باشند که هر بار با باز شدن کمربندها،شلوارش می افتد!یا مردم قم بایستی معترض اجرای جواد رضویان می شدند که با لهجه آن ها طنازی می کرد.بختیاری ها با یک دیالوگ نا به جای بازیگری در سریال تاریخی سرزمین کهن،پرونده این سریال را می بندند و آذربایجانی ها پرونده فیتیله را همانطور که پزشکان پروسه پخش سریال "درحاشیه"را متوقف می کنند...

به نظرم هنوز کم دانیم در شناخت اولویت هایمان و اینکه هدف اعتراض هایمان باید به کدام سمت و سو باشد...

  • صبا ...

موقع انتقال آرشیو متوجه شدم که پیشتر ها مطلبی در وبلاگم نوشتم در مورد فیلم"چ"حاتمی کیا.مطلبی که پیش از تماشای فیلم نوشته شده بود ...دیدن دوباره این مطلب بهانه ای شد تا در موردش بنویسم....فیلم"چ"متاسفانه آنقدری که پیرامونش تبلیغ و حاشیه صورت گرفت و افکار عمومی رو نسبت به تماشایش حساس کرد،دیدنی نبود.در مقایسه با آثاردیگری که از این کارگردان دیده بودم،به نظرم یک فیلم شعاری و پر طمطراق صرف آمد.انگار جناب حاتمی کیا تریبونی گذاشته بودند وسط تا بسیجی و چریک و ارتشی بیان حرف هاشون رو مقابل دوربین بزنند!دیالوگ هایی که نه بار معنایی آن چنانی داشت که بخواهد ذهن مخاطبی مثل من رو درگیر خودش بکنه نه داستان جذابی که رغبتی ایجاد بکنه به پیگیری و تا نیمه هایش کسالت آور میشد.ضمن اینکه از شخصیت چمران به اندازه همان"چ"هم حرفی زده نشد!قهرمان فیلم چمران نبود شاید زن کرد با بازی مریلا زارعی یا نقشی که بابک حمیدیان ایفا می کرد (که بیشتر شانتاژ بازی بود از دیدگاه من!)رو بشه اسم قهرمان رویش گذاشت.چمران این فیلم هیچ حرفی برای گفتن نداشت و هیچ کار خاصی هم نکرد.به نظرم اگر جناب حاتمی کیا شخصیت چمران رو به کل از فیلمشون حذف می کردن و می گفتن که فیلم درمورد درگیری های کردستان هست،هیچ اتفاق خاصی نمی افتاد!اسم این فیلم صرفا جهت تیتر شدن بر روی روزنامه ها انتخاب شده بود و هیچ مابه ازای قابل اعتنایی در فیلم نداشت.شاید انفجار یک هلیکوپتر و جدا شدن سر آدمی در یک فیلم ایرانی قادر باشه عده ای رو حیرت زده بکنه که:ای وای ببینید ما هم مثل هالیوودیا فیلم ساختیم!ولی خب من رو تحت تاثیر قرار نمیده.همچنان حاتمی کیا رو با فیلم های از کرخه تا راین،آژانس شیشه ای و ارتفاع پست قبول دارم و "چ"در این میان نمره قابل قبولی نمیگیره.چیزهایی هم شنیده میشد در مورد اسم و پوستر فیلم که  به اندازه تماشای خود فیلم و ضعیف بودن ساختارش به لحاظ فیلم نامه،چندان تاثیری روی دیدگاهم نسبت به این فیلم نداشت.به نظرم بهتر بود برخی منتقدین به جای گیر دادن به اسم و پوستر در مورد محتوای فیلم هم نظرشون رو بیان می کردن.

  • صبا ...

نمی دانم اسدالله نیک نژاد را می شناسید یا خیر.او را به واسطه مستند "درد همسنگرم "می شناسم و فیلم سینمایی دیگری که متاسفانه نامش را به خاطر ندارم.نیک نژاد فیلم سازی بود که مستند هایش در مورد جنگ ایران منبع الهام کارگردانانی مثل حاتمی کیا و ملاقلی پور در ساخت فیلم هایی در ژانر دفاع مقدس بود.چند سال پیش به واسطه دوباره دیدن مستندشان در اینترنت جست و جویی کردم در مورد کارهای تازه ای که ساخته اند.مواجه شدم با این تیتر"تهیه کننده فیلم های مستهجن هالیوودی کارگردان پروژه لاله"تیتری که با پیش زمینه ذهنی من در مورد این کارگردان همخوانی نداشت.ملت هم در پای این خبر کامنت هایی نوشته بودند با اظهار تاسف و...

تحقیق کوچکی کردم در مورد پروسه فیلم سازی در آمریکا و متوجه شدم ساز و کار تهیه کنندگی در آنجا با اینجا تفاوت زیادی دارد.آنجا کمپانی های مختلفی در رقابت و با کارایی های متفاوتی از جمله استودیوی تدوین،صدا گذاری و...وجود دارد.  

مصاحبه با آقای نیک نژاد هم مبین همین مطلب بود:" در سیستم تولید در هالیوود مراحل و کمپانی‌ها و افراد مختلف شرکت می‌کنند. در حال حاضر فیلمی از کوین اسپیسی به بازار می‌آید که 21 تهیه‌کننده در عناوین مختلف فعالیت می‌کنند‌. اگر از تمام این 21 نفر شما سوال کنید که چه نقشی در سناریو و اجرای کار داشتی، به شما پاسخی خواهند که احتمالا از ذهن من و شما به دور است، یعنی اینکه هر فردی به عنوان تهیه‌کننده بخشی از کار به او داده می‌شود و بعد از تمام شدن، آن کار را تحویل می‌دهد یعنی بیشتر این تهیه‌کننده‌ها حتی کل فیلم را هم ندیده‌اند و شاید حتی ندانند ماجرای داستان فیلم چیست. اسی نیک‌نژاد هم یکی از این افراد است."مواجه با خبر،تحقیق پیرامونش و روشن شدن ابعاد دیگری از آن نگارنده را محتاط تر کرد و البته آنچه که بعد از این اتفاق برایم ماند حسرت،تردید و ترس بود از اطلاعاتی که پیش از آن خوانده،شنیده و دیده بودم و رسیده بود به باور.



  • صبا ...