روی خط استوا

۲۵ مطلب با موضوع «کوچه پس کوچه های مجازی» ثبت شده است


آدم ها به اندازه ی کمبودهایشان ما را آزار می دهند .

ادم ها به اندازه ی کمبودهایشان ما را آزار می دهند.

آدم ها به اندازه ی کمبودهایشان ما را آزار می دهند.


@blackpersimon

  • صبا ...

بخونید:


به من نزدیک نشو


  • صبا ...

انتظار زن‌ها را می‌کشد. باید چیزی را در زن ها کشت و رفت. باید احساسی، امنیتی، امیدی را در زنان کشت و رفت. نباید گذاشت آنها در انتظار بمانند. آنها نباید به امیدی که نیست و همه پنهانش می کنند زنده بمانند. نباید آنها را با وعده ی رسیدن  پسرشان از جنگ، شوهرشان از خلیج،دخترشان از فرنگ نگه‌داشت. زن ها با انتظار می میرند. آنها آرام آرام می میرند و کسی این مردن را نمی بیند.

زن ها نباید انتظار بکشند. بی رحمی است که آنها را در انتظار خوب شدن همسرشان نگه داری . زشت است به آنها بگویی که برای دریافت عشق باید صبر کنند و انتظار را به جان بخرند.باید زن ها را در لحظه کشت، باید آنها را بی درد کشت.

می دانید؛ زنان خوب می دانند درد چیست.آنها یاد گرفته اند غم هایشان را قورت بدهند، دردهایشان را فریاد نزنند،پاهایشان را از درد فشار بدهند، بمیرند و باز متولد شوند.اما آ‌نها هیچوقت بعد از مرگ تدریجی، بعد از دردهای مقطعی، بعد از لمس دردهای کم راه نمی‌افتند،شنا نمی‌کنند، ضجه نمی‌زنند؛ آنها ‌آرام آرام غرق می شوند و می‌میرند.

زن‌ها را با انتظار نکشید. اگر دوستشان ندارید بگویید. اگر آنها را نمی خواهید بگویید. اگر فرزندشان دیگر نمی آید بگویید. اگر قرار است دنیا دیگر خوب نشود به آنها بگویید.اگر دیگر امیدی نیست، دیگر احساسی نیست، دیگر امنیتی نیست بی‌رحم نباشید. با دو دست شانه هایشان را نگه دارید؛ توی چشم هایشان نگاه کنید و بگذارید در لحظه بمیرند.

می دانید زن ها در انتظار لحظه لحظه می میرند...سلول  به سلول...اتم به اتم...زنان را با انتظار نکشید.


تهمینه حدادی


 

  • صبا ...

توسط آقا گل دعوت شدم به یک بازی وبلاگی

از فیلم شروع می کنم:

من چندان اهل فیل دیدن نیستم برای همین دو تا فیلم معرفی می کنم که امیدوارم از تماشایشان لذت ببرید.

یکی فیلم شیطان پرادا می پوشد" The Devil Wear prada"به کارگردانی دیوید فرانکل و بازی بی نظیر خانم مریل استریپ.این فیلم درباره دنیای مد و لباس هست و کم و بیش فیلم کمدی و جذابی  که موفق شده خانم مریل استریپ رو هم نامزد جایزه اسکار بکنه.

دیگری فیلم  لبه فردا Edge of Tomorrow" این فیلم هم در ژانر علمی-تخیلی به کارگردانی  داگ لیمان و بازی تام کروز هست.دیالوگ های فوق العاده ای داره و قادره شما رو میخکوب خودش بکنه و یک سرو گردن از فیلم های هم سبک خودش هم بالاتر.به نظرم بدون در نظر گرفتن برخی دیالوگ ها بقیه فیلم به شکلی هست که شما بتونید همراه خانواده هم  فیلم رو مشاهده بکنید،البته اگر خانواده به این ژانر علاقه مند باشند :))

اما کتاب:

گلدموند و نارتسیس نوشته هرمان هسه ، روزگار دوزخی آقای ایاز نوشته رضا براهنی و مادام بواری اثر گوستاو فلوبر رو پیشنهاد می کنم.گلدموند(زرین دهن) و نارتسیس (نرگس)کتابی در ارتباط با عقل و احساس ،آنیما و آنیموس روان انسان هاست که در قالب دو شخصیت و با جدایی گلدموند از صومعه و سفر به دنیای لذات ماده و هنر شروع می شه.گلدموند در طی این سفر ادیسه وار با  زن های زیادی آشنا می شه و...هرمان هسه  در این کتاب غرایز و خرد شما رو به چالش می کشونه،این کتاب قادره تا مدت ها شما رو درگیر خودش بکنه و در انتها یک نفس عمیق از راحت جان رو به شما می بخشه (تا اندازه ای شهودی هست) و تازه بعد از تمام شدنش که در فکر شما زندگی خودش رو شروع می کنه...کتاب های هرمان هسه اغلب نگاهی به عرفان و فلسفه شرقی دارند و این نویسنده آلمانی عصاره دریافت های خودش از مطالعه شرق رو  در کتاب هاش گنجانده.اغلب وقتی کتاب هاش رو در کتاب خانه ها می بینید ممکن تعجب کنید وقتی در صفحه اول این کتاب ها خواننده های قبلی با دست خط های لرزان به جا گذاشته از خودشان شما رو از خواندن کتاب ها منع کرده اند!این به علت محتوای کتاب های هرمان هسه می تونه باشه  که اغلب برای مخاطبان بالای هجده سال مناسب  و  از طرفی می تونه بیانگر قدرت  قلم این نویسنده هم باشه.

اما کتاب روزگار دوزخی آقای ایاز کتابی هست که هم در دوران اختناق پهلوی دوم به دستگاه خمیر کاغذها سپرده شد و هم  بعد از انقلاب به خاطر محتوای غیر اخلاقی و اشاره به شاه بازی سرنوشت مشابهی پیدا کرد. این کتاب جدا از این نگاه نه چندان مهربانی که بهش شده،کتاب خیلی خوبی و دوران های سیاه تاریخی ایران را باقلم شیوا و خوش خوان براهنی به تصویر می کشه.این کتاب هم به دلیل محتواش به مخاطب های بالای هجده توصیه می شه.

و اما کتاب مادام بواری شاهکار فلوبر کتابی که من دوستش ندارم!به دلایلی...یکی اش اینکه موقع خواندنش صدا و گرمای نفس بواری رو هم احساس می کردم و خب این برام خیلی عجیب بود!کتاب بسیار تاثیر گذاری هست تصویر پردازی های فوق العاده ای داره از زنی که دچار دوگانگی و بعضا چندگانگی احساسی شده و تصورش از عشق با واقعیت زندگیش همخوانی نداره و...این کتاب در دوران خودش معمولا خواندنش به دختران جوان توصیه می شد من هم به این رسم خوب احترام می گذارم و ضمن دعوت همه شما به خوانش این کتاب ،خواندنش رو به صورت ویژه  به دختران جوان پیشنهاد می کنم.

و موسیقی:


  Enya شنیدن آلبوم هاش رو بهتون پیشنهاد می کنم و همچنین قطعات بی کلام پل موریا به خصوص آلبوم خوشه های گندم.اگر فیلم های ارباب حلقه ها رو دیده باشید،صدای انیا رو خواهید شناخت.

 

و سفر:

اگر گذرتان به اصفهان افتاد از شهر تاریخی نایین به ویژه موزه مردم شناسی پیرنیا حتما دیدن کنید به خصوص فرش ابریشمی که هنر دست هنرمند های فرش باف ایرانی هست و نقش جادویی و قرینه ای که داره،دیدنش رو از دست ندید.البته اگر تا الان این فرش جا به جا نشده باشه.نقش این فرش و زیبایی اش متکی به خطای دید شماست!و این نکته جادوییش هست.

ضمن اینکه آرزو می کنم از دیدن،خواندن و سفرکردن در این تابستان لذت و بهره کافی رو ببرید،جناب آقای مویدی و نرگس عزیز رو به این بازی وبلاگی دعوت می کنم.
  • صبا ...

امشب برای دیدن دوستی شال و کلاه کردم و روانه خیابان شدم. ملاقات ما محقق نشد. به سمت منزل روانه شدم. کمی هیبتم نالان شده بود، نه اینکه از کسی ناراحت باشم از اینکه چرا برنامه "من" -وامان از این من- آنطور که باید پیش نرفته است. در راه بازگشت بودم که در سمت چپ پیاده رو در نزدیکی نیمه شب کفاشی را دیدم که برزمین بساط پهن کرده بود. چند متری از او دور شده بودم که در یک لحظه تصمیم گرفتم به او کمک کنم. هوای نفسم سریع وارد عملیات شد و گفتم من که کفش چرمی ندارم و او هم حتما از اینکه گدا گونه با او رفتار بشود ناراحت خواهد شد. در همین کلنجار با نفس بودم که دست در کیفم کردم و یک اسکناس ۵ هزار تومنی بیرون کشیدم. نفهمیدم چه شد که تصمیم گرفتم به بهانه ای به او کمک کنم. شایدم هم انگیزه کمک هم از همان نفس سرازیر شده بود. نفس علیه نفس به نفع نفس. امان از نفس. به سمت او رفتم سلام کردم و کفشهایم را در آوردم و برروی وزنه ای رفتم که در کنار خود داشت. وزنه چند کیلویی بیشتر نشان میداد، شاید هم وزنه درست نشان میداد و اضافی وزن به خاطر همه آن شال و کلاه هایی بود که بی خود و بی جهت کرده بودم. شال و کلاه هایی که من نیستند، ولی در واقع با مننند. جز وزن منند. مثل سیات و حسنات. که جزی از ما نیستند ولی با ما هستند و جز وزن ما آن را حساب میکنند. به او با شوخی گفتم وزنه ات اشتباه است. با اعتماد به نفس گفت: نه وزنه ام مثل وزنه ورزشگاه دقیق است. از وزنه پایین آمدم و گفتم چقدر میشود؟ گفت هر چقدر خرد میخواهی و داری بده. اسکناس ۵ هزار تومنی را به او دادم و انتظار تشکر و دعای گدایان را داشتم. او اما تشکر نکرد و سراسیمه در جیبهایش به دنبال پول خرد گشت و بعد سریع گفت خرد ندارم و پولم را با احترام برای پس دادن با دستش بالا برد. در نگاهش خلوص و سلوک و ارامشی عجیب موج میزد. با خود گفتم او کیست که اینگونه رهاست؟ او کیست که فقیر است اما گدا نیست؟ او کیست که که در کف خیابان است و پنج هزار تومن را به راحتی در حالی پس میدهد که احتمالا دستمزد کفاشی اوست؟ او کیست که با اعتماد بنفس از وزنه و داشته خود دفاع میکند و اما در تعیین قیمت داشته خود حریص نیست؟ او کیست و دنیای او چه چیزی است که اینگونه برایش پست و ناچیز است؟ و او کیست و چرا من مثل او نیستم؟ با بغضی غیر قابل توصیف آن صحنه را ترک کردم. ذهن جامعه شناسی ام میخواست برود سراغ اختلاف طبقاتی. ولی انگار این اختلاف طبقاتی نیست. این اختلاف سلوک است. اختلاف معرفت نفس است. اختلاف عقل است. امشب دوستم را ندیدم. خودم را دیدم و این بازی این روزهای تقدیر است با من


میلاد دخانچی
  • صبا ...
  • این خانم سناتور جوان یک فرد نیست، او یک جریان و یک پدیده است. او نماینده یک طبقه اشرافی مذهبی، یک نوع بوروژوازی تسبیح به دست است که با ویکتورین های قرن نوزدهم انگلستان قابل مقایسه است. طبقه ای که تجسم آن حرف مارکس است که ایدلوژی روبنا است تا به مثابه یک روکش بده بستانهای اقتصادی و به تاراج رفتن طبقه پایین را پنهان کند. این همان طبقه ایست که زیارت عاشورا میخواند و نذری میدهد و به ظواهر شرعی به شدت پایبند است اما فقط کافی است وارد منزلش شوید، آنجاست که مبلهای گرانقیمت و لباسهای برند و مدرسه های خصوصی و سفرهای خارجی و میهمانی های آنچنانی زنانه و کیف و کفش و ساعت های مارکدار خودنمایی میکند. این همان طبقه است که در مراسم خواستگاری حدیث و آیه و روایت میخواند اما تا مطمئن نشود که میتواند خون بروژایی و موازنه ثروت و قدرت را حفظ کند دست به وصلت نمیزند و اگر هم بزند مسلمان حرف میزند، اما فئودال عمل میکند. این همان طبقه است که علیرغم آنکه از قدرت ارتزاق میکند، از قضا هراز چند گاهی ژست اپوزوسیون میگیرد و در مجموع ترجیح میدهد با بروژای سکولار دسته بندی شود تا با طبقه مذهبی پایین. این همان پاژیرو سوار چادری است و این چادر همان است که از آن زر و زور و تزویر میچکد. و اما سیاستمداری او، این نیز تصادفی نیست، این هم یک جریان است. او نماینده سیاستی رانتی است. سیاستی که سیاستمدارانش کم و بیش همه شبیه به هم اند و نماینده هایش معلوم نیست از کجا آمده اند، کجا درس خوانده اند قبلا چه کرده اند و بعدا قرار است چه کنند. این همان سیاستی است که به جای برنامه به جریان رای میدهد، به ژست های ایدلوژیک رای میدهد، به پاچه خواری برای بزرگان رای میدهد. همان سیاستی که اپوزوسیون آن از پوزیسون آن بدتراست. این همان سیاستی است پروژه ندارد، برنامه ندارد و و غایتش حفظ وضع موجود است. این همان سیاستی است که همه اش لابی است و اقازاده و براساس اعتماد و رفاقت، تیم بندی میکند نه کارآمدی و تعهد. این همان سیاستی است که در آن استیت همه چیز را مصادره کرده است و در آن اگر انقلاب یک هیات پرشور و شعور بود الان تنها "سفره" ای از آن باقی مانده است. میشل فوکو در یک فرمولی گفت: "هرجا قدرت هست، مقاومت هم هست." اما این گزاره فوکو در اینجا مصداق ندارد. مقابل این طبقه، نه بروژای سکولار می ایستد و نه طبقه غیر مرفه مذهبی. اولی با او مبارزه نمیکند چرا که هردو از یک تبارند و دومی در جنگ طبقاتی با بالا با دیدن چادرو روضه متحیر گونه دست از مقابله میکشد. یک نوع نئوفرقانیسم درراه است. فرقان دولتی نبود.

  • میلاد دخانچی ۱۴تیر۹۵.صفحه شخصی اینستاگرام
  • +برای من هم مسئله شخص  نیست بلکه تفکر خاصی 
  • صبا ...

 فرض کنید روزی آقای X یک عکس در فیس بوکش بگذارد و زیرش بنویسد : "دیروز با بابام رفتیم کباب ترکی خوردیم کارگر رستوران خیلی مرد خوبی بود بنده خدا یه پرس مجانی سیب زمینی بهمون داد ." / ممکن است (کاملا ممکن است) که پای این پست فیس بوکی کوتاه، کامنت هایی از جنس زیر گذاشته شود: - منظورتان از "بنده خدا" چیست؟ یعنی چون کارگر است باید با ترحم در موردش صحبت کرد ؟ - "بنده خدا". کدام خدا؟ تا کی می خواهید به این خرافات مذهبیتان بچسبید ؟ - لطفا اول بفرمایید کباب ترکی را قبل از افطار خوردید یا بعد از افطار ؟ البته با شناختی که از امثال شماها داریم حتما قبل از افطار بوده ! - من نمی فهمم این همه اصرار در مورده جنسیت کارگر و اینکه "مرد" خوبی بود یعنی چی؟ چرا نمی گویید "انسان" خوبی بود. - پرس "مجانی"؟ شماها عرب پرست ها تا کی می خاهید از این کلماته عربی استفاده کنید ؟مثلا می مردی می نوشتی پرس "رایگان"؟ - "پرس" مجانی؟ الان مثلا کلمه فرنگی "پرس" استفاده کردی خیلی با کلاس شدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ - آقای X کباب تورکی صحیح است نه کباب ترکی. - یک سوال از شما دارم : اگر رستوران کوردی می رفتید هم با همین آب و تاب خبرش را منتشر می کردید - از کجا فهمیدید کارگر رستوران مرد خوبی است؟ واقعا همین که یک نفر سیب زمینی مجانی به آدم بدهد می شود نتیجه گرفت که انسان خوبی است ؟ به قول کارل هانس رومنیگه خوب بودن در درجه اول به میزان درجه احترام به حقوق انسانیت بستگی دارد . - الان شما داری تعریف می کنی با ابوی می ری عشق و حال یعنی مملکت از وقتی روحانی اومده سر کار گل و بلبل شده دیگه ؟ همه هپی ان، همه چی خوبه ... - آقای X همین شما روز 18 بهمن 91 پست گذاشته بودید که با پدر رفته اید چلوکبابی . از اینکه وانمود میکنید الان رفته اید کباب ترکی چه نتیجه ای می خواهید بگیرید ؟ که مثلا شرایط کشور در زمان دکتر روحانی بدتر شده ؟ - بس کنید این ادبیات پوپولیستی رو! کارگر! کارگر! ته تهش اینه که همه کارگرا خوبن، همه مهندس پولدارها بدن! آدم استفراقش می گیره!

- - آقای X همان وقت که شما کباب ترکی میل می فرمودید، کارگران در اعتصاب غذا بودند. شرم کنید!!!!!
- نوش جان، اما فکر نمی کنید پافشاری بی مورد بر این موضوع که پدر دارید چه طور دله هزاران کودک یتیم را آتش می زند؟ کمی حس همدردی هم بعضی مواقع بد نیست.
- یعنی باور کنیم شماها این قدر وضعتون بده که می خواین برین رستوران کباب ترکی میخورین؟ مردمو چی فرز کردین؟!
- بنده مراد شما را از لفظ "بنده خدا" نمی فهمم. بندگی خدا 18 مرحله دارد که حتی ابوسعید ابوالخیر هم به 12 مرحله آن بیشتر نرسید. مگر شما اولیاء الله هستید که با یک نگاه نشانه های بندگی پروردگار را در یک کارگر ساده ملاحظه فرمودید؟ البته بنده منکر این نیستم که آن کارگر ممکن است در حد خودش آدم بدی نباشد.
- خوب که چی؟ العان باید خوشحال باشیم؟
- آخی!! بنده خدا! یعنی الان باید دلمون برای کارگره بسوزه؟ نمی فهمم چرا ایرانیا همش دنبال مظلوم سازین؟؟
- آبراهام لینکونگ می گوید فرق ندارد کسی که غذا رو درست می کند از چه قومی تعلق داشته باشد. مهم این است که غذا انسان (Hooman) را سیر می کند.
- آقای X این لینک را ببینید که مربوط به بدن های تکه تکه شده در بمب گذاری دیروز موگادیشو است. چرا به جای پست کباب ترکی گذاشتن در مورد این جنایت ها اطلاع رسانی نمی کنید؟ - ممنون از عکس خوبتان. فقط اجازه بدهید توضیح بدهم که در زبان فارسی کلماتی مثل "بابام" و "بهمون" نادرست است. لینک مقاله مفسلی که دو سال پیش در همین مورد در فیس بوک نوشته ام را برایتان می گذارم. - ببخشید ولی سوالی برام پیش اومد: فکر نمی کنین اینکه شاگرد مقاظه یک پرس سیب زمینی مجانی به شما داده درواقع نوعی دزدی از صاحب کارش بوده؟ شما باید برای سیب زمینی یی که خوردید پول پرداخت می کردید و به احتمال قوی آن شاگرد به دور از چشم ساهب مقاظه این کار را انجام داده و شما و پدرتان نباید این جرم را طشویغ می کردید.
- آدم باید خیلی وحشی باشه که گوشته یک موجود زنده رو بخوره و به این کار هم افتخار کنه. متعسفم.
- والا چی بگم من چهار ساله کباب ترکی می خورم تا حالا همچی چیزی ندیدم. یه کم بیشتر توضیح می دین دقیقن ماجرا از چه قرار بوده؟ من براتون پیام خصوصی هم گذاشتم جواب ندادین.
- خانه از پای بست ویران است. دلمون رو به چی خوش کردیم!!!
- ..............................

* توضیح: مسئولیت "املای" برخی کامنت های بالا با نویسندگان محترم آنهاست.


این متن منسوب به حسین باستانی است.
  • صبا ...

بخش خبری رادیوبلاگیها هر پنجشنبه منتشر می شود،محتوای این فایل صوتی،شوخی با محتوای پست های بلاگرهاست.

سوژه های این هفته:

مستر نیما|زنی درفرودگاه| عروسک چوبی| اتاق دلم| آزیتا| مهشاد| بانوی رنسانسی| ساکن خیابان19| 7660 | مترسک 


با ما همراه باشید:)
  • صبا ...

فوتبال ورزش و سرگرمی مورد علاقه من نیست و این مربوط می شه به دلیلی غیر از تفکری که تماشای این ورزش رو نفی می کنه،صرفا یک سلیقه شخصی.

اما دوستی دارم که من فوتبال دوست ندار!!!رو هم به فوتبال علاقه مند کرده.من از جایگاهی که دوستم نشسته و فوتبال رو تماشا می کنه به این بازی نگاه می کنم و لذت می برم،با وجود اینکه اطلاعاتی در مورد فوتبال ندارم،شکل روایتش از این ورزش من رو باهیجان تماشاگرا و لذتی که می برند،عجین می کنه.در نهایت  همانقدر از فوتبال لذت می برم که دیگری عاشق فوتبال و همه اینها به مدد زاویه دید "من" هست در سری پستهای فوتبالیش،که البته با شروع شدن جام ملت های اروپا تصاویر تازه ای  رو داره ثبت می کنه.

در اینجا می تونید در جایگاه تماشاگرها در کنار دوستم بنشینید و از تماشای فوتبال لذت ببرید.:)

  • صبا ...



  • صبا ...